سلام من چهارتا زندایی دارم که دوتاشون شیطانیه و دوتاشون فرشتن
یکیشون اون روز جلو جمع مرا سکه یک پول کرد و گفت خف شو ..... یکبارم ک با دخترخاله م دعوام شد گفت تقصیر توعه رفتی اونو زدی!
اون یکی زنداییم هم هروقت میاد یکجور نفرت انگیز منو مینگره که نگو! بچشو بدش میاد به من یکبار حتی با خشونت ازم گرفتش هربار میاد با نگاه های موذیانه اش رگمو میزنه حتی نمیذاره دخترش با ابجیم بازی کنه و بذر کینه تو دل دخترش میکاره و خیلی فساد وسلیطست ده متر زبان داره اما خیلی خونسرده
ولی رگ خواب منو زده داییمو یکجور تحت فرمانش درآورده که نگو داییم مثل سگ از زنش و خانواده زنش میترسه واقعا چه خانواده تند مزاج هستم خودشم جوونه و کوچک ترین زنداییمه باز صد رحمت به زندایی بالایی!!!
یک زنعمو هم دارم شیطونم درس میده اونروز رفتم منزلشون گفت ببین دندونانپسرام چقدر خوبن دندونای شما داغونه و با بی حیایی اموال پدربزرگم و غارت میکنه حتی زندگی دخترعمومم داغون کرد و با اون زنعمو قطع رابطه کرد و رگ خواب اون یکی زنعمومومیزنه و خیلی اب زیر کاه و موذیهوقصدداره طایفه دودمان شوهرشوبه باد بده !😤😱
باز صد رحمت به زنداییام😐
شما هم اینطور نمک به حروم دارین بگین که تنها نیستم¡