وای دیروز صبح بود که از درد بیدار شدم و دیدم بلهه
سریع یه مسکن خوردم و به مدیرم پیام دادم نمیتونم امروز بیام دفتر
خلاصهه که دیروزو با بدبختی و درد سر کردم
همسرم که عصر اومد خونه گفت الان برات کاچی درست میکنم تا تو دوش بگیری
بچم چون میدونست اینجوری شدنی همبشه مامانم درست میکنه یکم حالمو بهتر میکنه