😭🥺😭
به نظرتون چیکار کنم.
چند روز پیش داشتم با بچه درساش رو کار میکردم ساعت ۸ و ۹ شب بود.
بچه کمی غر میزد که نمیخوام نمی تونم اینا رو بگم .
خوب کلاس اولیه و البته همیشه سر مسائل مختلف غر میزنه و عادتش هست. بعد شوهرم اومد تو اتاق که بسه نمیخواد باهاش کار کنی ولی من داشتم ادامه میدادم. کیفش رو بستم و اومدم بیرون که یهو شروع کرد به داد و بیداد که چرا وقتی میگم نکن تمومش نمیکنی و من خودمو زدم به اون راه و رفتم که آب بخورم چون واقعا به اون ربطی نداشت و اصلا تو کار درسی بچه ها هییییچ وقت کمکم نکرده.
بعد عصبانی شد با صدای هیلی بلند که متاسفانه بچه هامم شنیدن ؛ گفت یک بار دیگه برا من صورتت رو بچرخونی دُمت رو میگیرم و از خونه میندازمت بیرون . منم گفتم حتما این کارو بکن😭.
اونم گفت حتما بعد بلند شد اومد سمتم و با دست هولم داد و ضد تو دستم. ولی من چون نمیدونستم بچه ها دارن میشنون فقط گفتم باسه و رفتم تو اتاق .
بعد از اون این چند روز اصلا باهاش صحبت نکردم نگاشم نکردم غذا هم بدون اون خوردیم و انگار که برام وجود نداشت. این مدت هم جاشو برده بود تو حال میخوابید. دیشب برگشت جای دختر کوچیکم رو از اتاق انداخت بیرون و گفت خودت و مامانت حق ندارین بیایید تو اتاق😢.
من این چند روز رو فقط به خاطر بچه هام که به روحیه و درسشون صدمه ای نرسه چیزی نگفتم. اما واقعا نمیدونم چیکار کنم.
لطفا اگه شخص با تجربه یا مشاوری هست بهم کمک کنه.
اینم بگم خیلی گردن کلفت و سر زبون داره متاسفانه ولی من کسی رو ندارم.