از عصر یاد یکی افتادم که باید فراموشش کنم
دلم واسش تنگ شد
بعد احساس تنهایی و بی کسی کردم
الآنم خوابم نمیاد یعنی چشام میسوزه ولی مغزم بیداره و یکسره فکر میکنم
احساس کردم دلم شکسته دوباره...
بعدم اخبار جنگ و اینجور چیزا رو دنبال کردم
و به این فکر میکنم زندگی مسخره ای دارم