من اون شهر دورم كه دريا نداره كه بى تو غروبم تماشا نداره
من اون شهر دورم پر از جای خالى پر از آرزوی يه جشن خيالى
چقدر فكر كردم به دلبستگى هام به يه خواب راحت واسه خستگى هام
با يه بالش پر پر از آرزوها چقدر فكر كردم به پرواز قوها
خدا رو چه ديدی شايد پر گرفتيم شايد خنده هامونو از سر گرفتيم
نگو چى گذشت و نگو چى كشيديم شايد شب تموم شد خدا رو چه ديدی
خدا رو چه ديدی شايد جون گرفتم شايد دستتو زير بارون گرفتم
تو شايد دوباره به دادم رسيدی شايد خنده برگشت خدا رو چه ديدی
من اون شهر دورم که بغضش شکسته که دلتنگی راه نفس هاشو بسته
خیابون خیابون پر از انتظارم تو نیستی و راهی به جایی ندارم