انقد کلافم سردرگمم خستم بعد از فوت بابام حد نداره😞😞نمیخوام کفر بگم نمیخوام دخالت کنم تو کار خداا ولی خواهشا یکی جواب منو منطقی میدونه بگه چراااا ی عده اصلااا داغ عزیزز نمیبینن اصلا سختی ب اون صورت نمیکشن تو زندگی ولی یکی مثه خانواده من ک تازه داشتیم طعم خوشی میچشیدیم باید بابام جوون و سالم یدفه ای بره و من و خانواده ام از هر دو طرف مادری و پدری بشیم اولین کسایی ک داغ عزیززدیدن حتی خاله عمه عمو داییا دختر خاله ها دلداری دادنشون کلیشه ایه چون ملموس نیست واسشون این داغ چون جای من نبودن چراااا من همیشه باید موزد ترحم بشمم چرااا من بقیه رو دلداری ندم؟؟؟ ترحم نکنم واسشون؟؟؟ چرا بعضیااااا تو خوشی غرقن بقیه نهههه چرااااااا
عزیزم تسلیت میگم.... سوگ واقعا سخته مخصوصا اگه عزیزترینت باشه.... داری مراحل سوگ رو میگذرونی، احساس خشم و سوالایی که داری طبیعیه، بذار زمان بگذره.... خدا به دلت آرامش بده
خیلی سختههه بابام همه جونم بود😭😭هیشکی نیست هم دردم باشه همه فقط دلداری میدن هیچ کدومشون اینجوری دا ...
میفهمم عزیزم.... برای یه دختر این سنگین ترین داغه.... من چندتا از دوستام این اتفاق براشون افتاد، و تا مدت ها داغون بودن، به معنای واقعی تا مدت ها هیچ علاقه ای به زندگی نداشتن، ولی بلاخره این روزا میگذره، الان اونا هردو مشغول به کار و ازدواج و اینا شدن.
زمان شرایط رو برات قابل تحمل میکنه. میدونم دلت میخواد کسی واقعا کنارت باشه و درکت کنه....