که افتخارش اینه که فامیل شوهرمه وهمبازی بوده باشوهرم هی این حرف تکرارمیکنه که صمیمیم باشوهرت یه بارم گفت وبزارباشوهرت صمیمی بشم چون فهمید شوهرم محلش نمیده بعدم میگه مثه برادرمه ولی رفتارش یجوریه بزرگتره ازش چه حسی میگیرید زشت وبدهیکلم هست تاحدودی وازدواج ماهم فامیلی نبوده وشوهرشم فوت شده
همه دنیام ،همه سرمایه زندگیم بچه هامن . باهاشون بزرگ شدم مادرشدم .اصلن زندگی من از وقتیکه طعم مادری رو چشیدم شروع شد و اونوقت بود که انگار خدا منو دید و بهم همه چی داد . دستهای کوچولویی که هرروز لمست میکنه بغلت میکنه و بوست میکنه .تمام تلاشمو میکنم تا آینده درخشانی براتون بسازم فسقلی های من . از خدا میخوام این حس ناب و به همه چشم انتظارهای نینی سایت ببخشه و خدا دل همه رو شاد کنه آمین یا رب العالمین