2777
2789
عنوان

عشق بی اعصاب

48 بازدید | 1 پست

سلام دوستان . من باپسر ۳ ساله دوستم .امسال میره تو۴ خونوادش همه مارو دیدن خودش میاد دنبالم تو مراسماشون منو میبره . گفته دیگ تا عید بریم دیگ سرخونه زندگی بسه دیگ . قرار گذاشتن . ماخیلی همو دوس داریما امااا حالا ک داره جدی میشه ته دلم میترسم. یکم منو نگران کرده اونم اینه ک ایشون ارثی قند داره .قرص میخوره . خدا نکنه کوچکترین بحثی بین ما شه فوق عصبانی میشه کنترل نداره دیگ رو اعصاب چند باری حتی دست بلند کرده .هر چی بش میگم وقتی بحثی میشه با صحبت حل کنیم .اما پرخاشگری میکنه


ی بار مشت زده بود چشمم کلا کبود شده بود. تو خونه عنوان نکردم اصلا خواهرم و مادرم میدونن هستم باش گفتم الکی ی چیز دیگ شده. ی بار النگومو شکست . بعدش اومد رفتیم تعویض کردیم . هر چی میشه درگیر میشه بام .بعدش میاد یه عااااااالمه التماس معذرت خاهی ک دست من نیستووو تقصیر من نیستووو میندازه گردن قند ک من به خاطر قند عصبی میشم زودوو منو ببخشوو فلان باز آشتی میکردیم .نمیدونم واقعا به قند داشتنش مربوط میشه یا از لحاظ روحی روان تسلط ندارع . من ۲۷ سالمه اون ۸ سال بزرگتره . تو این سن این حرکات واقعا عجیبه بگیم نمیفهمه . میترسم بریم سرخونه زندگی بدتروووو بدتررر شه .کلا .


اقا چن باری منو شام دعوت کردن خونشون ب مادرش گفتم میگ کلا اینجوریه زودجوشه همون لحظه سکوت کن خودش آروم میشه . اصلا خیلی ریلکس گفت انگار هیچی نیس! ولی من نگرانم آخه سر ب سرشم نذارم سکوتم کنم قاط میزنه موقع بحث یا مشکل

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792