تنها نمره تک عمرم مال زمین بود 😁
هماهنگی کشوری یا استانی بود اون موقع.
یه هفده سال پیش 😅
یادمه اون شب برق رفته بود با نور شمع می خوندم. تازه آجیم که نوزاد بود از گرما نمی تونست بخوابه. خیلی گریه می کرد و مامانم خیلی خواب آلود.
گذاشتمش رو پام و تکونش می دادم و زمین هم می خوندم. قشنگ دو دور زدنش و خلاصه نویسی هم کردم.
صبح رفتیم حوزه امتحانی ،دخترا تو حیاط رو زمین نشسته بودن. من دیدم زرنگ کلاس مون بیشتر از نصف کتاب نخونده بود. به خودم افتخار کردم دو دور زدم و مسلط بودم.
تا اینکه رفتیم سر جلسه. سوال ها رو یه دور دیدم همه رو بلد بودم. ذوق مرگ شدم. چون همیشه ازین درس بدم میومد اما اینبار می خواستم خوب بشه نمره م.
هنوز ده دقیقه ننشسته بودیم که یکی از پشت سر جیغ بنفش کشید. مارمولک تو لباسش رفته بوده و حالا افتاده بود رو زمین.
از نرس منم جیغ کشیدم و مثل بقیه فرار کردم چون نزدیک من بود. بعد که برامون گردوندن هیچی دیگه یادم نبود!!! فقط یه سوال یادم اومد و هفت گرفتم😄