2777
2789
عنوان

Shoharam mige brad migiratt

377 بازدید | 29 پست

من نزدیم ۴ ساله عقدم یه هفته بدون عروسی شوهرم منو برد خونش بعد دعوا کرد خودشو زد انداخت گردن من شکایت کرد البته مشخص شد خودزنی کرده

درخواست طلاق داده مهریم ۳۰ تا سکه هست هیچی ب اسمش نگه نداشته از آول کارشم آزاده و سیاره الانم نمیدونم کجاس

امشب زنگ زده بود بهش گفتم دیگ اون آدم قبل نیستم اصرار نمیکنم زندگی کنیم (همیشه خوردم میکرد میگفت خیلی گریه میکنی بهم وابسته ای)بعد برگشته میگه زن باید ب شوهرش التماس کنه واسه زندگیش نباید غرور داشته باشه!!

برگشته میکه نظرم عوض شده طلاقت نمیدم قبلا میخواستم زود طلاقت بدم ولی نظرم برگشت

از اذیتایی ک منو کرده بود بهش گفتم از کتکایی ک میزد تحقیرایی ک میکرد برگشته میگ اروم باش من دورت بگردم!!!!!!!

بهش گفتم تنها لطفی گ میتونی بکنی اینکه طلاقم بدی از زندگیم بری برگشته میگ منو نمیخوای گفتم نه گفت ولی الان ک تو نمیخوای من میخوام تورو

واقعا دیگ مطمئن شدم مشگل روانی داره شوهرم

بچه ها چجوری از دستش راحت بشم؟ میترسم روانی بشم

بهش گفتم نمیخوامت برو قطع کردم بعد دوباره زنگ زد ولی جوابشو ندادم

بهش گفتم کسیو داری ک درخواست طلاق دادی گفت اگر کسی بود طلاقت داده بودم

راستی بهم گفت فکر کردی برد پیت میاد میگیرتت همینجور یهویی

کلثوم من اگه پشتکار تو رو تو زندگیم داشتم الان ایلان ماسک داشت ور دستم شاگردی می کرد

 یخ زیر لب گفت :(چه فایده که زندگی کنی و کسی را دوست نداشته باشی ؟چه فایده که کسی را دوست داشته باشی ولی نگاهش نکنی!) روزها یخ به آفتاب نگاه می کرد. خورشید و درخت می دیدند که هر روز کوچک و کوچک تر می شود. یخ لذت می برد ،ولی خورشید نگران بود. یک روز که خورشید از خواب بیدار شد تکه ی یخ را ندید. نزدیک شد. از جای یخ ،جوی کوچکی جاری شده بود. جوی کوچک مدتی که رفت، توی زمین ناپدید شد. چند روز بعد، از همان جا، یک گل زیبا به رنگ زرد، به شکل خورشید رویید.هر جایی که آفتاب می رفت، گل هم با او می چرخید و به او نگاه می کرد.گل آفتاب گردان هنوز خورشید را دوست دارد، او هنوز عاشق خورشید است. ❤️✨

من ساکن تهرانم کالسکه شیر ساز و کل چیز های کوچولوم رو از اپ بی‌بی لایف سفارش دادم. راستش اولش برای خرید اینترنتی سیسمونی یکم حساس بودم، مخصوصاً از بابت اصل بودن جنس‌ها، ولی وقتی سفارشم رسید واقعاً خیالم راحت شد 😊

همه چیز دقیقاً همون چیزی بود که توی سایت دیده بودم، بسته‌بندی خیلی مرتب بود و ارسال هم سریع انجام شد. از پشتیبانی هم هر سوالی داشتم خیلی خوب راهنماییم کردن.

در کل تجربه خرید خیلی خوبی داشتم و چیزی که بیشتر از همه برام مهم بود این بود که محصولات اصل و اورجینال بودن. حتماً برای خریدهای بعدی هم دوباره از بی‌بی لایف سفارش می‌دم 💜👶🏻

https://babylifeshiraz.com/app/

ووااایییی🤣

ول نمیکنه سوزنش گیر کرده 😂

بنده خدا با تاپیک زدن که مشکلات آدم حل نمیشه

 یخ زیر لب گفت :(چه فایده که زندگی کنی و کسی را دوست نداشته باشی ؟چه فایده که کسی را دوست داشته باشی ولی نگاهش نکنی!) روزها یخ به آفتاب نگاه می کرد. خورشید و درخت می دیدند که هر روز کوچک و کوچک تر می شود. یخ لذت می برد ،ولی خورشید نگران بود. یک روز که خورشید از خواب بیدار شد تکه ی یخ را ندید. نزدیک شد. از جای یخ ،جوی کوچکی جاری شده بود. جوی کوچک مدتی که رفت، توی زمین ناپدید شد. چند روز بعد، از همان جا، یک گل زیبا به رنگ زرد، به شکل خورشید رویید.هر جایی که آفتاب می رفت، گل هم با او می چرخید و به او نگاه می کرد.گل آفتاب گردان هنوز خورشید را دوست دارد، او هنوز عاشق خورشید است. ❤️✨
من اینا که میومدن تو تاپیک یکی می گفتن چقدر تاپیک زدی بدم میومد میگفتم چکار بنده خدا دارید ولی حالا ...

منم همین بودم تا با کلثوم آشنا شدم

بازم یه تاپیک جدید زد،من دیگه نمی کشم😂

 یخ زیر لب گفت :(چه فایده که زندگی کنی و کسی را دوست نداشته باشی ؟چه فایده که کسی را دوست داشته باشی ولی نگاهش نکنی!) روزها یخ به آفتاب نگاه می کرد. خورشید و درخت می دیدند که هر روز کوچک و کوچک تر می شود. یخ لذت می برد ،ولی خورشید نگران بود. یک روز که خورشید از خواب بیدار شد تکه ی یخ را ندید. نزدیک شد. از جای یخ ،جوی کوچکی جاری شده بود. جوی کوچک مدتی که رفت، توی زمین ناپدید شد. چند روز بعد، از همان جا، یک گل زیبا به رنگ زرد، به شکل خورشید رویید.هر جایی که آفتاب می رفت، گل هم با او می چرخید و به او نگاه می کرد.گل آفتاب گردان هنوز خورشید را دوست دارد، او هنوز عاشق خورشید است. ❤️✨
منم😩

بیا با هم از این سایت بگریزیم 🤝

 یخ زیر لب گفت :(چه فایده که زندگی کنی و کسی را دوست نداشته باشی ؟چه فایده که کسی را دوست داشته باشی ولی نگاهش نکنی!) روزها یخ به آفتاب نگاه می کرد. خورشید و درخت می دیدند که هر روز کوچک و کوچک تر می شود. یخ لذت می برد ،ولی خورشید نگران بود. یک روز که خورشید از خواب بیدار شد تکه ی یخ را ندید. نزدیک شد. از جای یخ ،جوی کوچکی جاری شده بود. جوی کوچک مدتی که رفت، توی زمین ناپدید شد. چند روز بعد، از همان جا، یک گل زیبا به رنگ زرد، به شکل خورشید رویید.هر جایی که آفتاب می رفت، گل هم با او می چرخید و به او نگاه می کرد.گل آفتاب گردان هنوز خورشید را دوست دارد، او هنوز عاشق خورشید است. ❤️✨
بیا تا برویم🤝🏻 کلثوم رو آورده به انگلیسی دیگه

دو دقیقه دیگه به چینی روی میاره

پشتکار کلثوم ستودنی ست

 یخ زیر لب گفت :(چه فایده که زندگی کنی و کسی را دوست نداشته باشی ؟چه فایده که کسی را دوست داشته باشی ولی نگاهش نکنی!) روزها یخ به آفتاب نگاه می کرد. خورشید و درخت می دیدند که هر روز کوچک و کوچک تر می شود. یخ لذت می برد ،ولی خورشید نگران بود. یک روز که خورشید از خواب بیدار شد تکه ی یخ را ندید. نزدیک شد. از جای یخ ،جوی کوچکی جاری شده بود. جوی کوچک مدتی که رفت، توی زمین ناپدید شد. چند روز بعد، از همان جا، یک گل زیبا به رنگ زرد، به شکل خورشید رویید.هر جایی که آفتاب می رفت، گل هم با او می چرخید و به او نگاه می کرد.گل آفتاب گردان هنوز خورشید را دوست دارد، او هنوز عاشق خورشید است. ❤️✨
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108