توی این آخرالزمان که همه چی بهم ربخته فقط خود خدا باید به داد برسه این غزل که جدیدترین سروده ی بنده هست تقدیم میشه
نزدیک است پایان جنون تردید
نزدیک است تا ببیند هر آنکه کور بود و تو را ندید
پایان خنده ی تلخ تو نزدیک است ای خدا
چه قطره ها سوخت و از دریای بیکران رمید
بوی تعفن جهل رخت می بندد از زمین
شمیم یقین آید و مدهوشی و مرگ از زمین پرید
با آمدنت خدا پروانه می شود زمین
تاریخ ننگین زمین پیله را درید