من یادمه از همون بچگی با پسرا دوست بودم بازی میکردم یعنی اصلا برام فرقی نداشت که دختر بود یا پسر
مامان بابامم زیاد سخت نمیگرفتن بابام میگرفت ها ولی طفلی زورش بهم نمیرسید😂
حتی بهترین دوستای من که الان باهاشون دوستم جندتاشون پسرن هنوزم باهم حرف میزنیم و ...
از همون اول من حجابم رو رعایت نمیکردم یعنی کل دخترای کوچه مون چادر سرشون میکردن بعد یادمه ماماناشون چحوری به من اخم میکردن🤣ولی یادمه یه بار یکی شون زیادی چرت و پرت گفت بابام رفت کلی باهاش دعوا کرد
همیشه به خودم میرسیدم عینک آفتابی و عطر و ... لباسام رو باهم ست میکردم عکس های بچگی ام رو میبینم، میبینم که چقدر خوشگل لباس میپوشیدم به خودم میرسیدم
بعد خیلیی شلوغ بودم من هیشکی زورش بهم نمیرسید از همون بچگی دامنه لغات خیلی بالایی داشتم مامانم من رو میبرد مشاوره همیشه مشاور هام رو گول میزدم یادمه آخرین باری که رقتم متشکرم عصبانی شد به مامانم چفت دیگه باران جان رو نیارررر😂😂💔
بعد خواستم این ها رو بگیم یکم بخندیم شما هم از بچگی تون تعریف کنید
خواستم بگم از همون بچگی هیشکی زورش بهم نمیرسید😂