یک هفته هیچ ارتباطی نداشتیم ن دیدار ن تماس
😂ی دعوای حسابی داشتیم ببینننن حسابیا
هردو متاسفانه حرفا زدیم
امروز رفتم خونشون اول خواب بود رفتم غیر محسوس یکم نازنازیش کردم بعد رفتم سالن * وسط هردعوایی همیشه باید ی تغییری ب خودم بدم*🫠موقعی ک اومدیم بیدار شده بود من توی اتاقش بودم
اونم از حمام اومده بود
سلام کرد
سلام کردم
😂دست داد دست دادم* یعنی همینجور موندم نگاش کردم تا اول اون پیش قدم شه* خلاصه یکم بغل و ماچ بعدش ب شوخی و خنده و سر ب سر گذاشتن گذشت تا بره سرکار انگاررر ن انگارررررر ی دعواییییییی شدید کردیم 😂😂همو شستیم پهن کردیم بی محلی کردیم
تماممممم دعوا و بحث های ما همه پشت گوشیه🫠🫠 متاسفانه
پ.ن:این همه تاپیک توی این روزای دعوا زدم دلم نیومد اشتی کنون و نزنم