الأنفال
وَإِذْ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ أَعْمَالَهُمْ وَقَالَ لَا غَالِبَ لَكُمُ الْيَوْمَ مِنَ النَّاسِ وَإِنِّي جَارٌ لَّكُمْ فَلَمَّا تَرَاءَتِ الْفِئَتَانِ نَكَصَ عَلَىٰ عَقِبَيْهِ وَقَالَ إِنِّي بَرِيءٌ مِّنكُمْ إِنِّي أَرَىٰ مَا لَا تَرَوْنَ إِنِّي أَخَافُ اللَّهَ وَاللَّهُ شَدِيدُ الْعِقَابِ
و [ ياد كنيد ] هنگامى را كه شيطان اعمالشان را [ كه در راه دشمني با پيامبر و لشكركشي بر ضد اهل ايمان بود ] در نظرشان آراست و گفت : امروز [ به سبب جمعيت بسيار و آرايش جنگي شما ] هيچ كس از مردمان [ با ايمان ] پيروز شونده بر شما نيست ، و من پناه دهنده به شمايم ، ولي زماني كه دو گروه [ مؤمن و مشرك ] با يكديگر برخورد كردند ، به عقب برگشت و پا به فرار گذاشت ، و گفت : من از شما [ ياران و پيروانم ] بيزارم ، من چيزي را [ چون نزول فرشتگان ]مى بينم كه شما نمى بينيد ، البته من از خدا مى ترسم و خدا سخت كيفر است .(٤٨)