2777
2789
به گلای فرشمون اب میدادم بزرگ شن

به به🙂😂

من خیلی فوتبال بازی میکردم تو کوچه بعد همه رفیقامو آورده بودم خونمون بازی کنیم برای اینکه حس فوتبالیست بودن بگیریم گاهی تف مینداختیم رو فرش 😂🙂 میدونید فک کن من یاد داده بودم بهشون ک تف کنن

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

من لخت لخت با شرتک نماز میخوندم حتی بلدم نبودم

وایی یاد یه چیز انداختی منو من یه سری شلوارک پوشیده بودم بعد رفتم مسجد با بچه ها داشتیم قایم موشک بازی میکردیم من گرگ بودم دوستم در رفت بعد ایناام داشتن نماز جماعت میخوندن فکرشو بکن همه تو صف من با اون وضع از وسط شیخو مردا میدوییدم دنبال اون🤣🤣🤦🏼♀️😑😑😑😑خداایا🤦🏽♀️

هروقت برام خوراکی میخریدن همههه رو باهم قاطی میکردم یچیز زشت و کریح درست میکردم بعد مینداختم میرف بع ...

😂😂😂😂منم اینجوری میکردم میدادم پسر عموم میخورد

فکر میکردم همه پسرای محل دریغ از کوچیک و بزرگ عاشقمن منتظرن بزرگ شم بیان التماسم کنن همیشه چشامو برا ...

حالا من بگم کلاس هفتم بودم یعنی سه سال پیش ی پسره تو راه مدرسمون خیلی نگام میکرد منم خودمو میگرفتم آخرتی سال خواستم نگاش کنم چش غزه برم افتادم زمین😂😂

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز