سلام به همه
من دیروز از سرکار میومدم داخل خونه که میخواستم وارد شم صدای زجه و جیغ زن همسایمون رو شنیدم به شوهرش میگفت توروخدا نزن فک کنم با کمربندی چیزی داشت میزدش شوهرش هیکلی هست خواستم برم زنگ خونشون رو بزنم باهاش دعوا کنم ترسیدم با زنه هراز چندوقتی حرف میزنم همیشه از شوهرش میگه چقد تو زندگی کتکش زده و زجر کشیده و فقط بخاطر دخترش باهاش هنوز هستهمیشه هم یجای بدنش کبوده بنظرتون با اینجور ادم ها چیکارباید کرد خودتون همچین موردایی دیدید؟ یا تجربه کردید بنظرتون من چیکار کنم واقعا از دیروز ناراحتم