سلام دوستان خوبید ی لحظه میآید من خیلی ناراحتم
یکی از بچه های کلاسم شپش گرفته مامانش زنگ زد بهم گفت محمد علی موهاش کوتاه کرده احتمالا شپش داشته دختر منم از اون گرفته منم گفتم نه اون خیلی وقته کوتاه کرده بعد مدیر صدام زد گفت چرا رفتی گفتی پسره موهاش کوتاه کرده مامانش گفته تو گفتی ودختزم از مهد شپش گرفته منم گفتم اول اونا گفتن دخترخودشون همه چی رو میره میگه بعد هی گفت نه باور ندارم نه منم گفتم باشه هر طور دوست دارید فکر کنید اصلا من زنگ میزنم ب مامانش گفت نه نزن من ادبیاتت رو دوست ندارم ان شاالله خدا جوابت رو بده منم گفتم ان شاالله سال بعد یک نیروی براتون بیاد که جواب کارهای که با من کردید رو بدید
هی هم میگه الهی تقاص بدید برید جای دیگه که مدیر نشونتون بده البته عامیانه اش رو گفتم
بعد هم بلاک ام کرد ولی اخراج نه
الان مسلع من شپش نیست دختره خوب شده
الان همش حس میکنم یه آدم عصبی هستم که جای دیگه هم همین طور هست