من ادم بی زبونی هستم همین باعث شده خانواده همسرم به خودم و خانوادم بی احترامی کنند طی یک ماجرا با مادرشوهرم دعوای شدیدی کردم یک سه باری بزور مادرم رفتم داخل خونش موقع تعارف میشد همرو تعارف میکرد الا منو امروز طی یک ماجرا گوشیت اومد دستم نوشته بود برای همسرم مادر زنت کم بود گاوش هم اوردی ( منظورش پدرم بود) مادرم بخاطرمنو بچه اومد و برای خونمون کلی خرید کردن و مادرشوهرمم میدونه اما دیگه مغزم نمیکشه..
به لحظه ای فکر می کنم🍁🍁🍁که بعد از هر بار اشک ریختن🍁🍁🍁صورتم را با دستان خودم پاک می کنم🍁🍁🍁خودم را مرتب می کنم 🍁🍁🍁و به زندگی ادامه می دهم🍁🍁🍁به گذرا بودن همان لحظه فکر می کنم 🍁🍁🍁و گذرا بودن مابقی اتفاقات زندگی 🍁🍁🍁و گذشتن عمری که از شما چه پنهان 🍁🍁🍁به فردایش هیچ اعتباری نیست🍁🍁🍁 و در همان لحظه نفسی می کشم🍁🍁🍁هر اتفاقی که نیاز به بخشش من دارد می بخشم 🍁🍁🍁و می گذارم در گذشته ام برای همیشه بماند🍁🍁🍁و ادامه لحظه های باقی را 🍁🍁🍁 نوش جان می کنم
مقصر شوهرتون.اگه جواب مادرش بده.مادرش جرات نمی کنه از این حرفا بزنه
واقعا نمیکشم. بعد جالب اینجاست من خونه نبودم در خونم بینمون باز کرده بود سرک بکشه دیده بود من نیستم خونه بهم ریزه زن دایی شوهرم اورده بود همجارو گشته بودن بعد تا من رسیدم جلو مادرم محکم زد تو سرم !! بعد پیاماش خوندم خواهرشوهرم نوشته بود از سرخر بکنش از ماتحت خر بکشش بیرون :| بچرو هم ازش بگیر
تازه خیر سرش مکه رفته موندم خدا چطور همچین آدمهاییرو قبول میکنه.. تو کار خدا موندم
مگه هر کی میره مکه آدم خوبیه
داداش خود من تمام مال و پولای بابامو بقیه برادراش و رفیقاش رو بالا کشیده حج واجب هم رفته
به لحظه ای فکر می کنم🍁🍁🍁که بعد از هر بار اشک ریختن🍁🍁🍁صورتم را با دستان خودم پاک می کنم🍁🍁🍁خودم را مرتب می کنم 🍁🍁🍁و به زندگی ادامه می دهم🍁🍁🍁به گذرا بودن همان لحظه فکر می کنم 🍁🍁🍁و گذرا بودن مابقی اتفاقات زندگی 🍁🍁🍁و گذشتن عمری که از شما چه پنهان 🍁🍁🍁به فردایش هیچ اعتباری نیست🍁🍁🍁 و در همان لحظه نفسی می کشم🍁🍁🍁هر اتفاقی که نیاز به بخشش من دارد می بخشم 🍁🍁🍁و می گذارم در گذشته ام برای همیشه بماند🍁🍁🍁و ادامه لحظه های باقی را 🍁🍁🍁 نوش جان می کنم