من عاشق شوهرم جونم براش میدم
اما کم بلا سر نیاورده عقدیم رهام کرده رفت بهونه پشت بهونه ابروم برده تو کل شهر
گذشته خیلی بدی داشته الانم باز مهره عرق خوری و....
منم مهرم گذاشتم اجرا دوست دارم آشتی کنم باهاش اما همه میگن ن بدبخت میکنه ن آدم حسابی نیست
منم میترسم آشتی کنم اما نمیخوام جدا بشم
دوست آشنا خانواده غریبه میگن ن آشتی نکن