خیلی نگران آینده داداشم هستم داره به راه های بدی کشیده میشه و خیلی دشمن داره یسری خودش باعث شده نمیدونم چیکار کنمم از یه طرف برا من قلب مهربونی داره اما به حرفم گوش نمیدهه همش تقصیر بابامهه😭😭😭
دشمن اصلی بابامه که همش کاراشو تایید میکنه اصلا حرف شنوی نداره از کسی دیگه و میگی هیچی بهش به نگید اصلا پدر باید بچه ازش حساب ببره بابای من با رفتاراش باعث شده داداشم ازش حساب نبره از بس به مامانمم میگه هیچی نگو بهش باعث ده از مامانم حساب نبره و رفیقتی ناباب داره که همش داره گول رفاقتشو میخوره
رفیقای ناباب . که خواه ناخواه باعث میشه دشمن پیدا کنه و هرجا دعوا هست رفیقای اینم هستن میگن فلانی شاید هست و مردم که چهل کلاغ میکنن اسمش بد در رفته نمیدونم چیکار کنم بچم داره نابود میشه 😭😭😭
بمیرم ما خواهرا انگار کل زندگیمون باید غصه داداشامونو بخوریم🥲کمکش کن گناه داره بچه
چیکار کنم وقتی همه دنیاش شدن دوستاش میدونم که اونام رفیق واقعی نیستن اما انگار چشم و گوش بستن مامانم یه بار جلوی خودش به دوستاش بد و بیراه گفت بهش بر خورد و دعوا راه انداخت و دوست داره همیشه پیش اونا باشه یک دقیقه تو خونه نمیمونه جدیدا غذا هم بیرون میخوره
چندسالشه درس و مدرسه و دانشگاه و کارش چیهکمکش کن خواهش میکنم یعنی مشروب و اینا هم میخوره؟ نگران شدم ...
مدرسه نمیره دیگه میره سرکار زیر 18 سالشه مامانم که انقدر دوست داشت مدرسه بره از دست اینکه اینقدر با ابن دوستاش نگرده قبول کرد مدرسه نره البته اول دعوا کردن بعدا قبول کرد یه شهر دیگه رفت کارشم خیلی سخت بود به خاطر یه سری مسائل مثل برف کارشون تعطیل شد اومد شهرمون دوباره با این دوستاش میگرده