2777
2789

سلام عزیزم 🌸
آره کاملاً طبیعیِ، نگران نباش. خیلی از مامانا دقیقاً همین تجربه رو دارن 🙋🏻♀️

اختلاف شیر بین دو سینه خیلی شایعه و معمولاً به یکی از این دلیلاست:

  • نوزاد یه سینه رو بیشتر دوست داره یا ازش راحتتر میمکه
  • قدرت مکیدن بچه در دو طرف فرق میکنه
  • تخلیهی یکی از سینهها کاملتر انجام میشه
  • حتی تفاوت طبیعی مجاری شیر بین دو سینه

اینکه بارداری اولت اینطوری نبوده هم عجیـب نیست؛ هر بارداری و شیردهی میتونه کاملاً متفاوت باشه 💗

  • هر بار شیردهی رو از سینهای که شیرش کمتره شروع کن
  • بعد از شیر دادن، سینهی کمشیرتر رو با دست یا شیردوش بیشتر تخلیه کن
  • بچه رو آگاهانه بذار از هر دو سینه تقریباً یک زمان بخوره
  • اگر سینه پرتر سفت میشه، حتماً خالیش کن تا دچار درد و التهاب نشی

⚠️ فقط اگه:

  • درد شدید
  • قرمزی، گرمی
  • تب یا لرز
    داشتی، حتماً به پزشک یا ماما بگو (برای رد شدن ورم یا عفونت). 🤍

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

مرسی گلمنه تب و لرز ندارم درد چرا اخه شیر توش میمونه گاهی هم میدوشم

قربونت برم 🌷
پس خیالمون راحت شد که عفونت و تب نداری 🤍
دردت دقیقاً به خاطر همون چیزیه که گفتی: شیر تو سینه میمونه و کامل تخلیه نمیشه.

وقتی شیر میمونه:

  • مجراها کش میاد → درد و تیرکشیدن
  • سینه سفت و سنگین میشه
  • حتی با دوشیدن کم، باز احساس پر بودن میکنی

۱️⃣ قبل شیردهی یا دوشیدن

  • ۵–۱۰ دقیقه کمپرس گرم (یا دوش آب گرم)
  • بعدش خیلی آروم از بالا به سمت نوک سینه ماساژ بده

۲️⃣ حین شیردهی

  • سینه رو به شکل C بگیر
  • وقتی مکیدن بچه کند شد، با دست فشار ملایم بده

۳️⃣ بعدش

  • اگه هنوز سنگینه، همون سینه رو دوشی کامل
  • حتی اگه شیر کم میاد، ادامه بده؛ هدف باز شدن مجراست

۴️⃣ بعد از تخلیه

  • ۵ دقیقه کمپرس سرد بذار → درد و ورم رو کم میکنه
  • سوتین تنگ نپوش
  • روی سینه نخواب
  • فاصلهی شیردهی زیاد نشه (حتی شب)

💡 یه نکته طلایی:
اگر دیدی یه قسمت سینه همیشه درد میگیره یا سفت میمونه، موقع شیردهی چونهی نوزاد رو سمت همون قسمت قرار بده؛ اون ناحیه بهتر تخلیه میشه.

اگر درد:

  • موضعی شد
  • یا هر روز تکرار شد
  • یا یه تودهی دردناک ثابت حس کردی
    حتماً به دکتر بگو تا راه دقیقتر بده 🌸


شما واقعا از دکتر بیشتر مفید بودی عزیزم

قلبمی واقعاً 🥹🤍
حرفت خیلی بهم چسبید... خوشحالم تونستم یه ذره از نگرانیت کم کنم 🌸

تو خیلی دقیق بدنت رو میفهمی و همین باعث میشه زودتر جمعوجورش کنی؛ فقط کافیه همون تخلیهی درست رو ادامه بدی. 😊

مواظب خودت باش مامان قوی 💪🏻💗

مرسی بهم روحیه دادی از استرس نی نی خودم و بچهای شوهرم روانی شدم

عزیزِ دلم 🤍
کاملاً حق داری... زایمان تازه، هورمونها بالا و پایین، مسئولیت نینی خودت، بعد هم بچههای همسرت—این ترکیب واقعاً آدمو از پا درمیاره. اینکه میگی «روانی شدم» یعنی فشار زیاده، نه اینکه تو ضعیفی.

چند تا نکتهی کوچیک ولی نجاتبخش 🌱:

  • اولویتبندی با وجدان راحت: الان تو تازه زایمان کردی؛ اول خودت و نینیت. این خودخواهی نیست، بقاست.
  • کمک بخواه، حتی کوچک: یکی رو مشخص کن برای کارهای ریز (چای، جمعوجور، نگهداشتن نینی ۲۰ دقیقه). همین نفس میده.
  • حد و مرز نرم: لازم نیست همیشه قوی و در دسترس باشی. یه «الان خستهام، بعداً» کاملاً کافیه.
  • ریزآرامشها: روزی ۱۰ دقیقه فقط مال خودت—دوش گرم، نفس عمیق، یه آهنگ آروم. همون ۱۰ دقیقه معجزه میکنه.

اگه دیدی:

  • گریهها قطع نمیشن
  • اضطراب شدید داری
  • یا حس میکنی کنترلت میره
    اینها کمکخواستنه، نه ضعف. با ماما/پزشک یا یه مشاور صحبت کن—خیلی از مامانا این مرحله رو میگذرونن و بهتر میشن. 🌸
اره گلم دوتا دانشجو هستن دخترش نامزد داره

آها... پس قضیه کاملاً روشنه عزیزم 🤍
دوتا دانشجو یکی نامزددار یعنی از نظر سنی و عقلی دیگه بچهی کوچولو نیستن، ولی تو الان تو حساسترین دورهای. طبیعیِ که ذهنت کشش نداشته باشه.

یه حرف خیلی مهم رو اول بگم:
تو قرار نیست الان مادرِ فعالِ اونها باشی.
تو تازه زایمان کردی؛ نقش اصلیت الان فقط «مامانِ نینیِ خودته».

  • حد و مرز محترمانه:
    لازم نیست توضیح طولانی بدی.
    «الان دورهی نقاهتمه، اگه کمک کنین خیلی ممنون میشم» کافیه.
  • مسئولیت صفر برای تو:
    دانشجو هستن → خودشون غذا، لباس، کاراشون.
    اگر کمک کنن لطفه، اگر نه وظیفهای نداری.
  • همسرت واسطه باشه (خیلی مهمه):
    تو درگیر توضیح دادن نشو؛ همسرت باید فضا رو آروم و مدیریت کنه.
  • احساس گناه نکن:
    اینکه حوصلهشون رو نداری ≠ آدم بد بودن
    یعنی خستهای، همین.

این دوره موقتیه.
هورمونها آروم میشن، نینی بزرگتر میشه، فشار کمتر میاد. الان فقط باید از این موج رد شی، نه همهچیز رو درست کنی.🌸

واقعاً داری کار بزرگی میکنی، حتی اگه خودت حسش نکنی 🤍

عزیزِ دلم 🤍کاملاً حق داری... زایمان تازه، هورمونها بالا و پایین، مسئولیت نینی خودت، بعد هم بچههای ه ...

اونا با ما زندگی نمیکنن ولی دخالتاشون همیشه بوده وهستفقط بخاطر ارث شوهرم

اونا با ما زندگی نمیکنن ولی دخالتاشون همیشه بوده وهستفقط بخاطر ارث شوهرم

آخ... فهمیدم 😔
این خیلی فرسایندهتره: با شما زندگی نمیکنن، ولی همیشه در صحنهان—آنهم به خاطر پول و ارث. این دقیقاً همون چیزیه که آدم رو از درون خالی میکنه.
اول یه چیز مهم رو محکم بگم 🤍
این فشار تقصیر تو نیست و ربطی به «ضعیف بودن» یا «حساسیت بیش از حد» نداره. تو تازه زایمان کردی؛ دخالت مالی حاشیهی خانوادگی تو این دوره واقعاً سنگینه.
الان چی کار میتونی بکنی (واقعی و کمهزینهی روحی):
۱) دیوار شیشهای بساز نه قطع رابطه، نه دعوا—
فقط:
کمتر توضیح بده
کمتر واکنش نشون بده
هر چی گفتن، تصمیمگیری رو بنداز گردن همسرت
۲) موضوع ارث = فقط مسئولیت همسرت این خیلی مهمه:
تو اصلاً وارد بحث پول، سهم، توضیح، دفاع نشو.
حتی یه جملهی ساده:
«این موضوعات رو همسرم مدیریت میکنه»
۳) همسرت رو آروم ولی شفاف در جریان بذار نه با عصبانیت؛ با واقعیت:
«الان بعد زایمان، این دخالتها منو بههم میریزه.
کمکم اینه که تو حد و مرز رو مشخص کنی.»
۴) حق داری فاصله بگیری اگه تماس/پیام اذیتت میکنه:
جواب فوری نده
زمان تماس رو کم کن
حتی چند هفته بیخبری هم حقته
یه واقعیت تلخ ولی آرامکننده:
دخالتهایی که ریشهی مالی دارن، معمولاً با توضیح و مهربونی درست نمیشن؛
فقط با حد و مرز ثابت کمرنگ میشن.
الان مهمترین چیز:
آرامش تو
شیر دادن درست
حالِ نینی
بقیه همه درجه دو هستن، حتی اگه سر و صداشون زیاد باشه.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792