2777
2789
عنوان

دحترخالم 😏

248 بازدید | 12 پست

دختر خالم اینا ماشین ندارن

ما توی روستا زندگی میکنیم

اینجا مدرسه نداره

ما توی یه مدرسه ی دیگه ثبت نام کردیم

اونا به من میره میاد

یه چیزی ام بهش گفتنی بر میخوره بهش

یه روز رفتنی چهارشنبه من بیدار شدم ساعت ۷:۳۰ بهش زنگ زدم گفتم میخوام برم

دوباره رفتنی ساعت هشت بهشت زنگ زدم گفتم داریم میریم بیا جلوی مسجد

برگشته به من میگه یه چند دقیقه وایسا آماده شم

بهش میگم بابام بیرون وایساده

منو دعوا میکنه

امتحانم دیر میشه

بعد برگشته میگه برو من دایی میام

بعدا وقتی تو مدرسه دیدمش باهم حرف زدیما ولی قیافه می گرفت

نمیدونم واقعا باهاش چیکار کنم

خیلی نمک نمک نشناسه

جلوی دخترا برگشته میگه به این هیچی نگینا میره به مامانم میگه اونام برگشتن میگن پس مریضه

درحالی که من هیچی به مامانش نمیگم


بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

برخوردات جوری نیس کحساس بشه؟؟

نه میدونی آخه یه جوریه خودشو میگیره

الان من نتونسته بودم برم خوابگاه اتاق بگی اون با دختر عموش رفته بود برا خودشو تخت گرفته بودن برای منم گرفته بودن ولی یه دختره اومده بود داده بودم به اون منم رفتم اون دختر تختو به من نداد

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2837
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز