2777
2789
عنوان

پاقدم

64 بازدید | 10 پست

دوستان یکسال و دوماه سر زندگیم رفته بودم و از عروسیم گذشته بود که خواهرشوهرم فوت میکنه

مادر شوهرم پیش همه گفت دختر آوردم دخترمو از دست دادم و الان پس از گذشتن دو سال از فوت دخترش باز همین حرفا رو میزنه

اصلا ربطی به پاقدم من داره وقتی یکسال و دو ماه از عروسیم گذشته بود

خیلی بد شکستم بعد از این حرفاش،نصف موهام سفید شدن



بذار تو حماقت خودش بمونه


آقای سعدی چطوری یه عالم دردِ دوری و لانگ دیستنس رو تو این یه بیت جا دادی؟در طالع من نیست که نزدیک تو باشم می‌گویمت از دور دعا، گر برسانند.

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

دیگ اسمش روشه مادر شوهر

ب نظرم جدیش نگیر اون چون داغداره خیلی متوجه نیست چی میگه اونم داغ فرزند

نمیدانم چرا تحمل جمعیت را ندارم...تحمل زندگی فامیلی را ندارم...من آنقدر به تنهایی خود عادت کرده ام که در هر حالت دیگری خودم را بلافاصله تحت فشار و مظلوم حس میکنم..تا دور هستم دلم میخواهد نزدیک باشم و نزدیک که میشوم میبینم که اصلا استعدادش را ندارم...!

الانم که دوسال گذشته از فوت خواهرشوهرم میگه

شوهرت چیزی نمیگه به دفاع از شما؟


نمیدانم چرا تحمل جمعیت را ندارم...تحمل زندگی فامیلی را ندارم...من آنقدر به تنهایی خود عادت کرده ام که در هر حالت دیگری خودم را بلافاصله تحت فشار و مظلوم حس میکنم..تا دور هستم دلم میخواهد نزدیک باشم و نزدیک که میشوم میبینم که اصلا استعدادش را ندارم...!

نه عزیزم

به نظرم حتما منطقی و اروم با همسرت حرف بزن

اول از خوبی هاش و حمایت هاش تعریف کن بعد اینم بهش بگو ک ناراحتت میکنه این قضیه و اگ اوایل چیزی نمیگفتی به خاطر این بود ک داغ تازه بود و الان به مادرش تذکر بده

و حتی خودت رو دلسوز و نگران مادر شوهرت نشون بده مثلا بگو به شوهرت ک عزیزم دوست دارم خودت به مادرت بگی ک ناراحت نشن و این موضوع رو حل کنن پیش خودشون برای همین خودم بهشون نمیگم چون گناه دارن شاید خجالت بکشن

نمیدانم چرا تحمل جمعیت را ندارم...تحمل زندگی فامیلی را ندارم...من آنقدر به تنهایی خود عادت کرده ام که در هر حالت دیگری خودم را بلافاصله تحت فشار و مظلوم حس میکنم..تا دور هستم دلم میخواهد نزدیک باشم و نزدیک که میشوم میبینم که اصلا استعدادش را ندارم...!

به نظرم حتما منطقی و اروم با همسرت حرف بزناول از خوبی هاش و حمایت هاش تعریف کن بعد اینم بهش بگو ک نا ...

بهش گفتم عزیزم متاسفانه رفتارای مادرش بدتر شده

دخترش شش ماه قبل از فوت خواهرش رفت سر زندگیش و عروسی گرفت

نمیدونم یکسال از عروسیم من گذشته چ دلیلی داره به من این حرفا رو بزنه

بهش گفتم عزیزم متاسفانه رفتارای مادرش بدتر شدهدخترش شش ماه قبل از فوت خواهرش رفت سر زندگیش و عروسی گ ...


رفت و امدتون زیاده یا در حد سالی یه بار دوبار؟


اگ این خرف رو میزنه با لبخند از روی مهربونی بهش بگو همونجور ک خودتون میگید خدا اگ یه رحمت ازتون گرفته باشه در عوض بهتون یه رحمت دیگه داده بازم خدارو شاکر باشید

جی بگم والا دلم برای مادر شوهرت میسوزه البت ک حرفش واقعا زشته ولی سعی کن خودت رو به علی چپ بزنی و برداشت های متفاوت کنی فکر نکنم با این حال روحی بخواد شما رو حرص بده

نمیدانم چرا تحمل جمعیت را ندارم...تحمل زندگی فامیلی را ندارم...من آنقدر به تنهایی خود عادت کرده ام که در هر حالت دیگری خودم را بلافاصله تحت فشار و مظلوم حس میکنم..تا دور هستم دلم میخواهد نزدیک باشم و نزدیک که میشوم میبینم که اصلا استعدادش را ندارم...!

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

مدرسه

بپر | 1 ثانیه پیش
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز