نمیدونم چرا دیگه اون حسی که قبلا داشتم رو ندارم... انگار نیمی از زندگیم گرفته شده... بی احساس شدم... و این شروعه حقیقته... میگذرم از آنچه که میآید وخداحافظی میکنم از آنچه که میرود...
نمیدونم چرا دیگه اون حسی که قبلا داشتم رو ندارم... انگار نیمی از زندگیم گرفته شده... بی احساس شدم... و این شروعه حقیقته... میگذرم از آنچه که میآید وخداحافظی میکنم از آنچه که میرود...
نمیدونم چرا دیگه اون حسی که قبلا داشتم رو ندارم... انگار نیمی از زندگیم گرفته شده... بی احساس شدم... و این شروعه حقیقته... میگذرم از آنچه که میآید وخداحافظی میکنم از آنچه که میرود...
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
نمیدونم چرا دیگه اون حسی که قبلا داشتم رو ندارم... انگار نیمی از زندگیم گرفته شده... بی احساس شدم... و این شروعه حقیقته... میگذرم از آنچه که میآید وخداحافظی میکنم از آنچه که میرود...
فاطمه من گفتم پر بازدیدم کن تا یروز میتونی بم بگی جوجه دارم پاره میشم
اشکالی نداره جوجو🥺🤣🤣
نمیدونم چرا دیگه اون حسی که قبلا داشتم رو ندارم... انگار نیمی از زندگیم گرفته شده... بی احساس شدم... و این شروعه حقیقته... میگذرم از آنچه که میآید وخداحافظی میکنم از آنچه که میرود...
دیگه بجا جوجه بیا از این استفاده کنیم پیشنهاد خودش بود دلم نمیخواد بچه اذیت شه🤣
آرههه دیگه از این به بعد اینو میگیم🤣🤣🤣✨
نمیدونم چرا دیگه اون حسی که قبلا داشتم رو ندارم... انگار نیمی از زندگیم گرفته شده... بی احساس شدم... و این شروعه حقیقته... میگذرم از آنچه که میآید وخداحافظی میکنم از آنچه که میرود...
دیگه بجا جوجه بیا از این استفاده کنیم پیشنهاد خودش بود دلم نمیخواد بچه اذیت شه🤣
فک کنم در رفت🥺
نمیدونم چرا دیگه اون حسی که قبلا داشتم رو ندارم... انگار نیمی از زندگیم گرفته شده... بی احساس شدم... و این شروعه حقیقته... میگذرم از آنچه که میآید وخداحافظی میکنم از آنچه که میرود...
نمیدونم چرا دیگه اون حسی که قبلا داشتم رو ندارم... انگار نیمی از زندگیم گرفته شده... بی احساس شدم... و این شروعه حقیقته... میگذرم از آنچه که میآید وخداحافظی میکنم از آنچه که میرود...
نمیدونم چرا دیگه اون حسی که قبلا داشتم رو ندارم... انگار نیمی از زندگیم گرفته شده... بی احساس شدم... و این شروعه حقیقته... میگذرم از آنچه که میآید وخداحافظی میکنم از آنچه که میرود...
نمیدونم چرا دیگه اون حسی که قبلا داشتم رو ندارم... انگار نیمی از زندگیم گرفته شده... بی احساس شدم... و این شروعه حقیقته... میگذرم از آنچه که میآید وخداحافظی میکنم از آنچه که میرود...
نمیدونم چرا دیگه اون حسی که قبلا داشتم رو ندارم... انگار نیمی از زندگیم گرفته شده... بی احساس شدم... و این شروعه حقیقته... میگذرم از آنچه که میآید وخداحافظی میکنم از آنچه که میرود...