2777
2789
عنوان

نگرانم

| مشاهده متن کامل بحث + 604 بازدید | 86 پست

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

بعد شام یکم ظرفارو گذاشتم ظرف شویی یکمی هم خودم میشستم مادرش جوری نگاه میکرد من ک دیدمش جوری وانمود ...

خب خیره دیگ میخوان بیان بگیرنت

برما گذشت هرآنچه نباید میگذشت،مابقی عمر هرچه بادا باد...💔
آخیی به سلامتی

مرسی عزیزم

ی خونه دارن درست میکنن مادرم پرسید میدین اجاره جوری رنگش عوض شد برگشت گفت فعلا نمیدونیم تو دلم با خودم گفتم شاید منو اون با هم بریم شاید باهم اونجا قراره زندگی کنیم

اومم🫶

سرسفره جا نبود مجبور شدم رفتم نشستم رو ب روش نمیتونستم ب صورتش نگاه کنم خجالت میکشیدم مامانمم از اون ور بهم گفت تو نزدیکی بهش تعارف کردم خجالت میکشیدم ب صورتش نگاه کنم حرف بزنم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز