2777
2789
عنوان

خیلی زیباست👌

68 بازدید | 0 پست

روزی یک کشتی پر از عسل در ساحل لنگر انداخت وعسلها درون بشکه بود...


پیرزنی آمد که ظرف کوچکی همراهش بود و به بازرگان گفت:


از تو میخواهم که این ظرف را پر از عسل کنی. تاجر نپذیرفت وپیرزن رفت...


سپس تاجر به معاونش سپرد که آدرس آن خانم را پیدا کند و برایش یک بشکه عسل ببرد

آن مرد تعجب کرد وگفت

از تو مقدار کمی درخواست کرد نپذیرفتی و الان یک بشکه کامل به او میدهی؟


تاجر جواب داد:

ای جوان او به اندازه خودش در خواست میکند و من در حد و اندازه خودم میبخشم...


پروردگارا...

کاسه های ما کوچک و کم عُمق اند، خودت به اندازه ی سخاوتت بر من و دوستانم عطا کن که سخاوتمندتر از تو نمیشناسیم...


آرزوهايتان را به دستان خـدا بسپاريد🌸


وگاهی خودت میدانی چه ویرانی🖤!

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز