دیشب خیر سرم رفتم مهمونی یکی از دوستای شوهرم
اولین بار بود میدیدمشون
زن دوستش پوشش ناجوری داشت
انگار صندوق عقب داشت خلاصه افتضاح
شوهرم تمام حواسش به این زن خراب بود
تمام شب شوهرم زیر نظرم بود
خیلی حالم گرفته بود
خانمه حتی لباس زیرش نمایان بود
رنگش قرمز بود
حالم بهم میخورد ازش
منم آدم حساب نمیکرد مدام با مردها گرم میگرفت
شب موقع برگشت هیچی به شوهرم نگفتم که نگه حسودی کردم و فلان
خونه که رسیدیم رفتم تو اتاق درد بستم گریه کردم نیم ساعت بعدش گفتم برم سرویس و صورتمو بشورم
دیدم شوهر خاک بر سرم مشغول خود ارضا...حالم بده نمیتونم حتی اسمشو صدا بزنم
دوست دارم بمیره
تو فکر اون زن عوضی بیحیا همچین کاری میکرد
بنظرتون چکار کنم؟