2777
2789

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

خوووب باباش که چیزی میگفت خوشحال میشد بجای اینکه پشتی من کنه سرش همش تو گوشیش بود منم فقط گریه میکردم تابستونا به جونم زهر میشد دوباره اول مدرسه مند برد گذاشت خونمون بازم نموند بازم من یه ماه گریه کردم بخاطر دوری ازش اما اون بی احساس یه کلمه نمیگفت دلم برات تنگ شده 

من باز به مدرسه عادت کردم باز رفتم سر درسو مشقم امتحانای ترم اول که تموم شدن نمیدونم چش شد گفت میخوام ببرمت پیش خودم بیا خونمون منم بدم نمیومد خو کنار شوهرم باشم قبول کردم رفتم پروندمو گرفتم و رفتم اونجا دنبال مدرسه دوسه جا رفتیم تا اخرش مدرسه پیدا کردیم  ولی خوووب وقتی از مدرسه میومدم مامان جونش احم و تخم میکرد بخاطر اینکه یه غدا میده به ما روز جمعه هم خو باباش ساعت ۷ بیدار باش میزد از همه راهی استفاده میکرد  که بیدارمون کنه تا وقنیم خونشون بودم همشون میومدن منم تو سرما و گرما باید روسری و مانتو و چادر  میپوشیدم ماشآلله یکی حودش نبود که نظر بده همشون نظر میدادن که من چجوری لباس بپوشم 

از اومدنم به خونشون پشیمون شدم هرکاری میکردم زیر ذربین بودم بعد عید شد بابام دستش باز شد و گفت بریم برا خرید جهیزیه وقت تالارو ارایشگاه و هم چی گرفتیم   جهیزیه اوردیم چیدیم یکی از فامیلای خواهر شوهر فوت کرد گفت شما عروسی بگیرین ولی من نمیام بچهامم نمیان مادرشوهرم خو از اونایی که بعضی حرفاش انگاری شمشیر چاقو و ساتور نه هآآآآ شمسیر لامصب میزنه دلو قلب همچیتو میریزه زمین گفت دختر نیاد من نمیام پسرامم نمیان اصن شما برین برا خودتون عروسی بگیرین 

از اومدنم به خونشون پشیمون شدم هرکاری میکردم زیر ذربین بودم بعد عید شد بابام دستش باز شد و گفت بریم ...

میشه وسطهاش سوال هم بپرسیم. آخه شما عقد بودین برای چی رفتی باهاشون زندگی کنی؟ ما همچین رسمی نداریم آخه. شمالی هستین؟ آخه همکلاسیم شمالی بود مثل شما بلافاصله بعد از آزمایش خون رفت عقد کرد. 

تصمیم گرفتن دست خودمان نیست. تنها چیزی كه باید درباره اش تصمیم بگیریم این است كه با روزگاری كه نصیب ما شده است ، چه بكنیم.

اره دیگه عروسیمون عقب افتاد شد برا شهریور دوباره نزدیک شهریور که شد پدربزرگ همعروسم فوت کرد ایندفعه پدرشوهرم گفت بزا عروسی بگیریم حالا یه پسرمون میس اشکآل نداره 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز