توی کتاب امید در تاریکی نوشته ربکا سولنیت، راجع به امیدی حرف می زنه که این روزا خیلی به درد ما میخوره! میگه امید مثل بلیط بخت آزمایی نیست که بشینی روی مبل و فقط دعا کنی؛ امید یعنی کار کنی وقتی هنوز هیچ تضمینی نیست. میگه خیلی وقت ها تغییر یواش و کج و کوله میاد، نه قهرمانانه و سریع، و برای همین هم زوده که وسط راه بگی “هیچ فایده ای نداره” چون اثر خیلی از کارها دیرتر خودش رو نشون میده. خلاصه اش اینه: امید یعنی ادامه دادن با چشم باز، نه با توهم، و این که بفهمی هنوز امکان هست، حتی وقتی همه چی تاریکه.