من ی دختر ۱۹ ساله ام
مامان بابام شاغلن و یه داداش دارم
مامانم تایم کاریش تا ساعت چهاره و پنج شنبه ها نمیره سرکار بابام تا هفت
الان ی مدتیه که کل کارای خونه رو جز آشپزی من میکنم مامانم آشپزی میکنه که اونم یه روز عدسی یک روز عدسی پلو ی روز سیبزمینی .. آخر هفته غذای خوب داریم فقط
زمین طی بکش لباس پهن کن ظرف بشور و...
کلا که بیرون نمیرم مشکلم این نیست که تو خونه کار میکنم
مشکلم اینه که مامانم جدیدا از سرکار که میاد کلا سرش تو گوشیه و اکسپلور گردی میکنه من الان خواب بودم و اینا بیدار بودن مامانم جای اینکه دو تیکه ظرف رو بشوره توی اینستا بود و الان رفتن خرید کنن به من گفتن اره باظرفا خودتو سرگرم کن
نمیدونم ظرف شستن برا یه دختر ۱۹ ساله سرگرمی درستیه یا نه..
از طرفی مامانم تا از سرکار میاد لباساشو میندازه رو مبل
آشپزی میکنه کل آشپزخونه رو کثیف میکنه
میره حموم لباساشو برنمیداره
واقعا خسته شدم نمیدونم حق با منه یا نه
اونروز حتی داشت این فکر رو مینداخت تو سرم که حتی آشپزی هم بکنم
شبیه به افسرده ها شدم ،با این وضع جامعه و کشور و خانواده دلم میخواد هرچه زودتر تموم بشه
هر موقع هم این فکرا میاد تو سرم به خودم میگم خاکبرسرت اونا برا تو دارن زحمت میکشن
ولی بازم...