فقط من نیستم؟ نصف شبا به زور دو ساعت وصل میشه بعد میره
دانشجوی روانشناسی. علاقهمند به گربه ها، کتاب ها، هنر و ادبیات ژاپنی. در حال خواندن برای کنکور ارشد و در آرزوی مهاجرت به یکی از کشور های اسکاندیناوی. بسیار خودشیفته، غرب زده و وسواسی. من روانشناس نیستم. من فعلا سال دومم و حتی بعد گرفتن مدرکم قرار نیست درمانگر بشم. پس لطفا رو حرف من در حد کاربر عادی حساب کنین.
کاربر قدیمی. [ هارمونی ] دستهايم را در باغچه مي كارم سبز خواهم شدكوچه اي هست كه در آنجاپسراني كه به من عاشق بودند، هنوزبا همان موهاي درهم و گردن هاي باريك و پاهاي لاغربه تبسم هاي معصوم دختركي مي انديشند كه يك شب او راباد با خود بردمن پري كوچك غمگيني را مي شناسم كه در اعماق اقيانوسي مسكن دارد دلش را در يك ني لبك چوبين مي نوازد، آرام، آرام. پري كوچك غمگيني كه شب از يك بوسه میمیرد و سحرگاه از یک بوسه به دنیا خواهد آمد
چه کسی گفته زمان طلاست ؟من مزه مزه اش کردم...زمان عین الکل است...ثانیه ثانیه میسوزاندو می رود در عمق وجودت مست مست که شدی چشمهایت را باز میکنی میبینی عمرت گذشته و تو ماندی و خماری از دست رفتن یک عمــــــــــــــــــــــــــــــــــــر ...فروغ فرخزاد