سلام...من اینارو اینجا مینویسم چون جای دیگه و کس دیگه ای نیست که بتونم بهش بگم.
بابای من سه روز دیگه عمل جراحی داره ، عمل پیوند استخوان. آخرین باری که بابام بیمارستان بود پارسال بود ، چهل روز تو بیمارستان بود و بعد چندتا عمل داشت تقریبا فوت میشد.
الان این چند وقت من نتونستم مثل آدم زندگی کنم و بخوابم. احساس قوی و شدیدی دارم به اینکه بابام میمیره. از ترس و نگرانی فراتره بچها من کاملا دارم احساسش میکنم. مهم نیست چقدر دعا کنم آروم نمیشم.
همه چی شبیه به خداحافظیه ، نمیتونم نفس بکشم هرروز برام سخت تره. نمیدونم چیکار کنم من یه خواهر کوچولو سه ساله دارم که داغونه از وضعیت بابا. خودمم داغونم. نمیدونم چیکار کنم. دیگه نذر و نیاز جواب نمیده. دارم میمیرم.