یه همسایه داریم، پسر مجرده، تنها زندگی میکنه.
هر روز میاد مغازه و خرید میکنه.
همیشه شاد و خوشحال و آروم و خوشتیپ و مرتب. اصلا میبینیش انرژی میگیری!
7،8 ماه پیش با یه دختری آشنا شد و یکی و دوماهه عقد کردن و دختره اومد پیش این. باهم میومدن مغازه میرفتن و فراتر از تصوری که میتونید بکنید، حالشون خوب بود و خوشحال بودن. خلاصه کنم؛
تقریبا سه ماه پیش تصمیم دختر خانم تصمیم گرفت راهش رو جدا کنه. من نمیدونم چرا و قضاوتی هم ندارم!
فقط یک چیز این پسره زندگی یادش رفته. هربار میبینمش روزم تلخ میشه. انگار از تو چاه دراومده! دیگه چیزای خوشمزه نمیخره! همش سوسیس و ساندویچ سرد.
دیگه لباساش و موهاش براش اهمیتی نداره. دیگه خوشحال نیست!
آقا! احتياط کنید. بعضی وقتا هیچ چیز دیگه مثل قبل نمیشه.
رابطه و ازدواج و... شوخی نیست. آدم باشیم!