قبلا گفتم بازم بگم
یه پسره بود تو کلاسمون چهره خیلی خفن خشگل جذابی نداشت شاید از نظر خیلیا زشت باشه ولی خیلی خیلی به دلم نشست. حتی فکر میکنم خیلیم خشکل بود. چشماشدرشته قیافه بانمکی داره سر به زیره ولی شیطونه حس میکنم شبیه فندوقه
بعد من تو کلاس با یه پسره رفیق بودم این فندوق دوست اون بود. من اثهی میومدم با فندوق حرف بزنم یا پیشش بشینم این نمیزاشت. نگو روم چشم داشته. ایش
بعد من کلا فکر میکردم فندوق اصن هیچ حسی بهم نداره
ولی از وقتی دانشگاه تعطیل شده هی تو گروه باهام حرف میزنه
چند روز پیش تو گروه گفتم چه قند شکنی دارین. این اومد پیویم با ملی معذرت خواهی که ببخشید مزاحمتون شدم برام فرستاد
بعد از امتحانم اومد گفت که برای ترم جدید چیا میخوام بردارم و اینا بعد رفت استادای مختلف رو برام فرستاد کفت با کدوم برداریم
گفت دوست داره ترم جدید با من بیوفته کلاساشو تنها نمونه
خیلی بامزه حرف میزنه
شبا ساعت ده و نیم شب بخیر میگه میره میخوابه😭😭😭
یکم کتابی چت میکرد که اونم امروز درست شد😭😭
تو گروه باهام خیلی حرف میزنه بقیه دخترا باهاش حرف
میزنن فقط ریکشن میزنه برای پیاماشون
اینم بگم اکه انقد با پسرا در ارتباطم بخاطر اینه که رشتم مکانیکه دختر کمه همونام رفتن با دوست پسراشون به من محل نمیدن