به قول کافکا : بغلم کن ، بغلم کن که حرف زدن کافی نیست .... پناه میبرم به رویا ....از شر تمام واقعیت های تلخ ...نمیدانم رسیدن چیست،اما بی گمان مقصدی هست که همه وجودم به سمت آن جاری است...
اگر زنده نماندم و به خانه پشت ابرها رفتم توبه جای من زندگی کن،تو به جای من بنویس،که روز های خوب را دیدی،روز های بی درد را زیستی،برای من گریه نکن که من برای خود فراوان گریسته ام ...بدان که مرگ مرا از رنجی بزرگ رهاند🙃💔💔
اونی که من نوشتمم ینی اینکه این دنیا جوونارو به درد و غم دچار میکنه.
یه شعره از شهریار کاملش خیلی قشنگه
اگر زنده نماندم و به خانه پشت ابرها رفتم توبه جای من زندگی کن،تو به جای من بنویس،که روز های خوب را دیدی،روز های بی درد را زیستی،برای من گریه نکن که من برای خود فراوان گریسته ام ...بدان که مرگ مرا از رنجی بزرگ رهاند🙃💔💔
اگر زنده نماندم و به خانه پشت ابرها رفتم توبه جای من زندگی کن،تو به جای من بنویس،که روز های خوب را دیدی،روز های بی درد را زیستی،برای من گریه نکن که من برای خود فراوان گریسته ام ...بدان که مرگ مرا از رنجی بزرگ رهاند🙃💔💔