نمیدونستم اصطلاح مودبانهترش چی میشه
ولی دوستم که همکارمم هست چون قبلا تو رابطه بود میخواست با طرف بره بیرون به مادرش گفته کار یه ساعت زودتر از زمان واقعیش شروع میشه
حالا کات کرده باز چون مجبوره ظهرا زودتر بیاد بیرون همش زنگ میزنه به من که برم پیشش قدم بزنیم اون مدتو
منم گاهی میرم ولی واقعا حوصله ندارم میخوام استراحت کنم
وقتی بهش میگم نه مثل بچهها بهش برمیخوره ناراحت میشه خانوم
خب حوصله مدارم میخواست دروغ نگه به مامانش به من چه که از استراحتم بزنم برم که خانوم تنها نباشه حوصلش سر نره