بچه ها ما ی گروه خانم بودیم 8 سال پیش میرفتیم روستا برای تدریس ، من سال اولم بود 22 سالم بود. ی اقایی از اهالی همون روستا ما رو میبرد میاورد. همه مون هم چادری هیچ صحبتی با این اقا نمیکردیم. شماره هامون هم چون راننده بود طبیعتا داشت قضیه برای سال 96. اواخر سال بهم پیام داد ببخشید من ازت خوشم اومده جونمو برات میدم. وااای من مردم اقا متاهل بود. من ب همکارا گفتم همه مون سربسته کنسل کردیم نگفتیم برای اینه. حتی یکبار بعد این حرف خدا رو شاهد میکیریم باهاش نه حرف زدم نه رفتم.
امروز دیدم بعد 8 سال ک گذشت ی شماره پیام داده بهم شمارش نداشتم زدم تو نمبربوک دیدم همون اقاست. بنظرتون تلفنو بدم برادرم دعواش کنه؟ واقعا ب هم ریختم.