سر یه قضیه ای که واقعا هم تقصیر من نبود پدرم باهام بحثش شد هر چند کلا چون من از نظرش بچه اضافی هستم هر روز سر یه چیزای مسخره باهام دعوا میکنه..خلاصه بحثمون شد آلان بخاطر اینکه لج منو دربیاره یک کلمه باهام صحبت نمیکنه امروز داشتم جزوه مینوشتم اومده از این همه جا کنار اتاقم نشسته صدای رادیوش رو تا آخر زده بالا تا تمرکزم بهم بریزه میدونه از اروغ بدم میاد میاد کنار در اتاقم اروغ میزنه با صدای بلند ...گوشیم شارژ نداشت جزوه م رو از روش بنویسم به داداشم گفتم شارژر منو بیاره قرض داده بودم بهش ..پدرم برای اینکه منو اذیت کنه بعد از اینکه دو دقیقه گوشیمو زدم تو شارژ فیوز برق رو زد بلند گفت برق رفت ..منم اولش فکر کردم راست میگه تا اینکه رفتم تو حیاط دیدم فیوز پریده 😐 جدیدا خیلی بهم میپره و اذیتم میکنه آروم بهش میگم مشکلت با من چیه میگه مشکلم اینه تو یه شری شدی گردن من میگم چرا روش رو میکنه اون ور جواب نمیده ..