فرض به پدر مادرش بگه تو میگی که بگه هم سن من نیست که بخوام باهاش بازی کنم پرستار بچت که نیستم کار روتین خودتو انجام بدم سعی کن وقتی پیشته بهش خوش نگزره حوصله سر بره ازت فاصله میگیره یه جوری کسی متوجه نشه ازیتش کن که ازت فراری باشه
هر کاری میکنم بهش خوش میگذره هر دفعه هم پر رو تر میشه
محلش نزار سخت نیس در بد ترین حالت داد بزن پرخاش کن بزار همه بدشون بیاد بگو نزدیک من شدی میزنم بزنش برو به مامانش بگو داره ازیتم میکنه وسایلام خراب میکنه بگو پیش من نیاد حوصلش بدارم بچت بگیر قاطی کن