2777
2789

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

به به دست درد نکنه چند وقت بود عکس فیک خونم افتاده بود

📌دانه ای بیچاره بودم زیر خاک دانه را دوردانه کردی عاقبت 📌من که شاعر نیستم اما دم سلطان طوس لال مادرزاد را غزل سرا میکند 📌هر که را مشکل بود ،حلال مشکل ها علی ست دار دریای حقیقت،بحر بی پایان علی ست📌هر روز صبح که از خواب پا میشم،می غلتم گربمو میبینم میبندم موهامو، میشینم ،باز آینه رو برعکس میگیرم،یه کم از عطر پیمان میزنم،سایه سفید زیر چشمام میزنم،اخبارو میخونم و مچاله میکنم، قهوه ی تازه رو تفاله میکنم ،گروم گروم، توی سینم میکوبه میگه یه روز دیگه است، من توی سینم ساعت نمیخوام مسابقه، بردن و باختن نمیخوام،نفرت داره منو هارم میکنه ،سردی آدما داغم میکنه، این دوپای مغرور پر ادعا رو ول کنی برگر آدم میخوره، دادستان شهرم خواب،رئیس جمهور وقتم خواب،توی خونمون زندانی،تموم لباس و رختم خواب آدم! میبینی زندانی چیه نتیجه دروغ و بازی چیه!تو که اینهمه کفترو ساقط کردی، کوچ خفاشا واسه چیه؟یه روزی همه چیو ول میکنم! وسط خیابون شعر میخونم، اگه کسی بم گفت داره اشکالی میگم ،منم یه خطای انسانی ،چیه؟ منم! همون که خودت زاییدی، روزی سه وعده از پشت پاییدی، بیت المالو حیف و میل کردی، پولای بیمه مون رو پس نمیدی تف تو اینقافیه و وزن که باید برا تو حیف و میل کنم، بیت المال من مقدسه ،نه مث تو ولنگ و واز، چشاتو درشت نکن آقا،ما که زورمون نمیرسه به شماها، ولی بترس از اون روزی که آخر بچه ات بگه کیو میگه تو این آهنگ؟نفرت مغزتو پوک میکنه ایدئولوژی تو رو از تو میخوره لعنتی یه کمی عاشق باش این اکسیر دردتو خوب می کنه تو که این همه روزنامه چاپ کردیدروغو با دروغ پاک کردی بی لباست، بی ستاره ،لای مردمت راه رفتی؟ منم اون هیهاتی که دین گفته.شیعه تو ذلت نمی افته.منم یه آدم معمولی،عصبانی،حالم خوب نی

چ زیبا

فرزندم،ازملالتهای این روزهای مادری ام برایت میگویم از این روزها که از صبح باید به دنبال پاهای کوچک و لرزان تو بدوم و دستت را بگیرم تا زمین نخوری. به کارهای روی زمین مانده ام نمیرسم این روزها که  اتاقها را یکی یکی دنبال من می آیی، به پاهایم آویزان میشوی و آن قدر نق میزنی تا بغلت کنم، تا آرام شوی. این روزها  فنجان چایم را که دیگر یخ کرده، از دسترست دور میکنم تا مبادا دستهای کنجکاوت آن را بشکند. با ناراحتی و ناامیدی سر برگرداندنت را میبینم که سوپت را نمیخوری و کلافه میشوم از اینکه غذایت را بیرون میریزی. هرروز صبح جارو میکشم، گردگیری میکنم، خانه را تمیز میکنم و شب با خانه ای منفجر شده و اعصابی خراب به خواب میروم. روزها میگذرد که یک فرصت برای خلوت و استراحت  پیدا نمیکنم و باز هم به کارهای مانده ام نمیرسم.امشب یک دل سیر گریه کردم. امشب با همین فکر ها تو را در آعوش کشیدم و خدا را شکرکردم و به روزها وسالهای پیش رو فکر کردم و غصه مبهمی قلبم را فشرد...تو روزی آنقدر بزرگ خواهی شد که دیگر در آغوش من جا نمیشوی و آنقدر پاهایت قوت خواهد گرفت که قدم قدم از من دور میشوی و من مینشینم و نگاه میکنم و آه... روزگاری باید با خودم خلوت کنم و ساعتها را بشمارم تا  تو از راه بیایی و من یک فنجان چای تازه دم برایت بیاورم و به حرفهایت با جان گوش بسپرم تا چای از دهن بیفتد. روزی میرسد که از این اتاق به آن اتاق بروم و خانه ای را که تو در آن نیستی تمیز کنم. و خانه ای که برق میزند و روزها تمیز میماند، بزرگ شدن تو را بیرحمانه به چشمم بیآورد. روزی    خواهد رسید که تو بزرگ میشوی، شاید آن روز دیگر جیغ نزنی، بلند نخندی، همه چیز را به هم نریزی... شاید آن روز من دلم لک بزند برای امروز. روزی خواهد رسید که من حسرت امشبهایی را بخورم که چای نخورده و با سردرد و گردن درد و با فکر خانه به هم ریخته و سوپ و بازی و... به خواب میروم...شاید روزی آغوشم درد بگیرد، این روزهادارد از من یک مادر به شدت بغلی میسازد
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز