عذاب وجدان دارم دستم بشکنه الهی با گوشی زدم تو سرش بعد مشت زدم و بشگون گرفتم اونم هیچی نمیگف هیچی
به خاطر این بود ک رفته بود سر کیفم و یکی از وسایلامو برداشته بود صبح دیدم اومده گذاشته رو کیفم
ی بار ی خواهر و برادر اومده بودن خونه ما داداشه با ابجیش بازی میکرد و شوخی میکرون برگشت به پسره گف خوشبحالت همچین ابجی داری اون وقت ابجی من اینطوریه
نمیدونم اصن حس خوبی بهش ندارم به کل خانوادم اینطوریم ی چیزی بگید از عذاب وجدانم کم شه😭😭😭