2777
2789
عنوان

چجوری دلم با مادرشوهر پدرشوهرم صاف بشه

| مشاهده متن کامل بحث + 211 بازدید | 26 پست
انکار با پسر داییش ازدوتج کرده مادرش رفته خونه برادرش

تا قبل این رفت و امد داشتن مادرم اینا

چیزی ک اینجا بهش رسیدم اینه...در هر صورت حق با شماس و من عمرا ریپلای بزنم و بحث کنم چون زمان و انرژی هر دو برام ارزشمند تر از بحث با شماس

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

در هرصورت بدون دعوت نباید میرفت یا مامانش بعدش مبومد میگفت اومدم به داداشم سر بزنم نه به عنوان له له ...

میگم رفت و امد داشتن

الان شما رفتار مادرشوهرمو درست میدونی؟


چیزی ک اینجا بهش رسیدم اینه...در هر صورت حق با شماس و من عمرا ریپلای بزنم و بحث کنم چون زمان و انرژی هر دو برام ارزشمند تر از بحث با شماس

ادمای بی لیاقت و اینجور کارا پرروتر میکنه من جات باشم اصلا خونشون نمیرم

بخدا قسم دارم دیوونه میشم

هی میخوام زنگ بزنم تمام کارایی کردمو ب روش بیارم و قطع کنم میگم ول کن کلا سگ محلشون کنم دیگه نرم کاری نکنم

چیزی ک اینجا بهش رسیدم اینه...در هر صورت حق با شماس و من عمرا ریپلای بزنم و بحث کنم چون زمان و انرژی هر دو برام ارزشمند تر از بحث با شماس

بخدا قسم دارم دیوونه میشمهی میخوام زنگ بزنم تمام کارایی کردمو ب روش بیارم و قطع کنم میگم ول کن کلا س ...

بیخیال یه چیزی میگی اونم یچیزی میگه اوضاع بدتر میشه اره سگ محلشون کن بیشتر حرص میخورن

۱۶ ساله عروسی کردم ۱۰ سال خوبی هایی کردم که به پدرومادرم هم نکردم ولی جوابم چی بود مثل سگ هار دستم رو گاز می گرفتن، ۶ ساله عین خودشون شدم حتی بدتر سر سوزنی خوبی نمی کنم الان عزیز شدم و نور چشمی بعضیا از آدما خوب بودن طرف رو بد برداشت می کنن فکر می کنن طرف اسکل باید مثل خودشون باشی

بخدا قسم دارم دیوونه میشمهی میخوام زنگ بزنم تمام کارایی کردمو ب روش بیارم و قطع کنم میگم ول کن کلا س ...

از این به بعد بازم دست پر بری دیگه سوارت میشن پیاده هم نمیشن بدتر می خوان وسط زندگیت باشن و بتازونن

سعی کن رفت و آمد رو کم کن بچه ات رو بهونه کن بگو تو خونه خودم راحت ترم یا شوهرت گفت دعوت کن بگو عزیرم بچه اذیت میکنه بد پذیرایی کنم هم شرمنده پدر ومادرت میشم

خودت هم رفتی حتی یه چوب کبریت هم نبر بزار شوهرت خواست میوه بخره نخواست هم تو یادآوری نکن

از این به بعد بازم دست پر بری دیگه سوارت میشن پیاده هم نمیشن بدتر می خوان وسط زندگیت باشن و بتازوننس ...

کاری میکردم دلی بود

الان دیگه دل سرد شدم نسبت بهشون

محاله بتونم کاری بکنم براشون یا زنگ بزنم سر بزنم

چیزی ک اینجا بهش رسیدم اینه...در هر صورت حق با شماس و من عمرا ریپلای بزنم و بحث کنم چون زمان و انرژی هر دو برام ارزشمند تر از بحث با شماس

کاری میکردم دلی بودالان دیگه دل سرد شدم نسبت بهشونمحاله بتونم کاری بکنم براشون یا زنگ بزنم سر بزنم

تا می تونی رابطه ات رو کم کن، بدون دعوت نرو رفتی هم گرم نگیر به جز سلام خداحافظ چیزی نگو خودت رو با بچه سرگرم کن تو این گرونی وسیله اینا هم نبر شوهرت لازم بدونه خودش می خره می بره

فکر می کنی خوبیات اثری هم داره میگن مال پسرمون عروس که از خونه باباش نیاورده

تازه عروسی کرده بودم برادرشوهرم بدهی بالا آورد من طلاهام رو دادم تا بدهی رو بده باور می کنی مادرشوهرم بجای تشکر با تمام پرویی روم گفت فکر نکن لطفی به ما کردی طلاها مال پسرم بود از خونه بابات که نیاورده بودی پسرم مصلحت دونست فروخت داد به داداشش

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز