مادر من بیماری روانی داره
بعضی وقتا یهو شدت میگیره
مثلا میگه تو خونمون دوربین گذاشتن یا تو بدنم دوربین گذاشتن
یا از خونه بیرون نمیاد میگه جلو درمون با تفنگ واستادن که بکشنم
یا یهو میگه حامله ام منو عمل کردن اون موقع بچه کاشتن تو شکمم
نمیدونید چه زجری داره وقتی مادرتو اینجوری میبینی و این حرفارو ازش میشنوی
دیروز رفتم خونشون دیدم بازم حالش خیلی بده خودش لاغررررررر و نحیف
به همه گیر میداد حرص میخورد گریه میکرد
نگین ببرین دکتر به خدا بردیم صد بار درست نمیشه که نمیشه
به خدا الان گفتم کاش میمرد از این زندگی نکبتی راحت میشد به ارامش میرسید
داداشم میگه یهو تو خونه ماهارو میزنه یا وسایل میشکونه 😔💔
دیشب تا ساعت ۳ صبح گریه کردم چرا انقدر من بدشانسم از مادر شانس نیوردم نمیدونید چقدر دلم گرفته