وقتی نوجوان بودم همسایمون توی روستای پدری سه تا بچه داشت و پسرش پزشکی آزاد قبول شد و هیچی پول نداشتن و فقط یک خونه توی شهر. پدره رفت خونه رو فروخت گاو خرید.و پسره رفت پزشکی ازاد و گاوها هم شیر میدادن و هم گوساله میزاییدن و هر ترم پدره برای پسرش یک گاو میفروخت خرج یک ترم یا دو ترم بده جزئیاتش نمیدونم. بعد اون چند سال بعد دختر اولش رفت پزشکی ازاد و پدره به همین منوال خرجش داد و بعد دختر دوم رفت پزشکی آزاد. خانواده خیلی خیلی زحمت کشیدن و خرج هر سه تا بچه رو تو پزشکی دادن.و از یک خانواده توی روستای کوچک سه تا پزشک اومد بیرون. و پسر اول هم مطب خصوصی زد توی مرکز شهر. و توی شهرستان خودمون هم مدیر بیمارستان شد. و هر دو خواهر هم پزشک شدن و مطب زدن. خلاصه باعث افتخار خانواده و محلمون هستن
درس خوبی بود برای مخالفین پرداخت حق تحصیل فرزندآفرین به بینش و سطح فکر این خانواده انشاالله همیشه مو ...
پسرش که شد رییس بیمارستان اینقدر تاثیر گذار بود و خدمات کرد که همه میگن خدا خیرش بده بیمارستان مجهز کرد قبلش حتی سونو گرافی نداشت برای سونو باید میومدیم شهر اصلی و خیلی چیزای دیگه
چقدر خوبه که امروز بعد از اون حواشی این داستان زیبا رو شنیدمچقدرم خودت خوش قلب و مهربونی
دختر اولش همسن من بود و دوست صمیمیم و پدرش هم با پدرم دوست صمیمی. دختر اول دولتی علوم تغذیه قبول شد و آزاد پزشکی و رفت علوم تغذیه ولی پدرش رفت خوابگاه همه وسایلشو جمع کرد فرستادش آزاد همون ترم. کلا این حرکت برای روستای کوچک ما خیلی بزرگ بود. حالا من به بابام موقع کنکور میگفتم کشمش بخرید بخورم. میگفت ادم باید خودش درسخون باشه به کشمش نیس😅😅😅😅
بله، هم شهریه رو میده هم با فروش گوساله و شیرش خرج زندگی رو هم میده
خرج زندگیشون از طریق کشاوزی میداد از قبل و الان . ولی یک واحد خونه توی شهر داشت. اون فروخت داد گاو برای بچه ها. الانم که هم کشاورزی داره هم گاو و هم سه فرزند پزشک