جدایی تو
رفتن یک تن از کنار یکی دیگر نبود
رفتن تمام دنیای یک نفر بود، آن هنگام که تو تمام بودن من را در چمدان فراموشی گذاشتی و با خود بردی. کاش از همان اول راه می دانستی بودنت برای ریه های خسته و بی کسم چون نفس بود. کاش می دانستی این خون نیست که در رگ های من جاری ست، بودن توست، تو بودی که به قلب خسته ام زندگی بخشیدی باورم نمیشود که چطور میشود کسی رو که از جان بیشتر دوس دارم رو دیگر نداشته باشم
#شهریور 1403 شروع حس زندگی و روز های خوب
#دی1404 پایان حس زنده بودن