بچه ها😭 یه آقایی رو برای ازدواج پذیرفتم که نه اهل دروغه نه خیانت نه لاشی بازی و خیلی خیلی اخلاقاش خوبه وقتی میاد خونمون شیرینی میوه خوراکی همه چی میاره خلاصه دست و دل بازه مشکلی که داره نمیدونم چرا یهو پشیمون شدم ظاهرش به دلم نشسته ولی بش توجه میکنم من خیلی بش سرم خیلی قیافه معمولی داره چروک انداخته زیر چشمش قدش یکم بلند تر از منع و وضع مالیشم بد نیست تنها دلیلم یکم ظاهرش و وضع مالیش، روز اول هم بله کور بودم نمیدونم چم بود قبول کردم 🥲
خلاصه من همه راهامو خراب کردم چون گفتم تا تهش هستم و قبول کردم و همه میدونن الان تنها امیدم به آزمایش خونه ازدواج هست که بهم نخوره خونا
خدایاااا😭چ کنم نه میتونم بگم خانوادم نمیخان نه میتونم بگم خودم