یه صدایی از بیرون اومده بود وحشت کردم تنها بودم
آنبلاکش کردم بهش زنگ زدم رد تماس داد پیام دادم توروخدا جواب بده دارم میمیرم از ترس و اینا میگفت چی شده دیگه چند ثانیه بعدش زنگ زد بهش کفتم صدا شنیدم از بیرون و اینا بعد گفتوخبری نیس و همین؟؟ و دیگه صحبت کردیم دیگه گفتم ناراحتم کردی گفت شوخی کردم و فاز برداشتی وواینا و دیکه صحبت کردیم خلاصه قهر و غرور و اون حس از دست دادنمو که میخواستم بهش بدم خنثی شد