دلم میخاد برم یه جای دور ساعت ها زار بزنم از دستش گریه کنم و داد بکشمممم یه بیابون بی سر و ته و بی آب و علف ..
بیخود نیست هرشب کابوس میبینم و ریختم بهم ..
شوهرم داشته بهم دروغ میگفته.. شوهرم یه دروغگوی ب تمام عیاره بازیگره راحت دروغ میگه و قسم دروغ میخوره فحش ناموس میده هرچی میشه تحقیر میکنه سریع عصبی میشه و مثل ترقه میترکه. اجازه نمیدم پامو از خونه بزارم بیرون نمیزاره دوستامو برم ببینم حتی ارتباط تلفنیمو محدود کرده دوستامو بلاک همه رو .به جرم اینکه درد دل کرده بودم سین کارتمو آتیش زده بود .. نه ماهانه بهم پول میده نه خرید میکنه برام. فک میکنه فقط یخچال پر باشه کافیه فقط گوشت تو فریزر باشه و برنج و روغن (اب دون) کافیه .کفترم ادم دلش نمیاد تو قفس کنه .. همه جوره دست وپامو بسته .ن پول میده بهم نه حتی میزاره برم سرکار خودم هرچی دوسدارم واسه خودم بخرم ..
خیلی داغونم .شیش ماهه ازدواج کردم این ازدواج سوممه بچه ندارم خیلی اذیتم میکنه پوسیدمممممممم