کاش تا ابد زیر ۲۵ میموندم،واقعا ازینکه یه روزی بخوام بگم ۲۶ سالمه یا ۳۰ سالمه وحشت میکنم
چون اصن بچگی و نوجوونی نکردم،جوونی هم همینطور،آدم گوشه گیر و بدبختم
خیلی هم شبیه بچه هام،هم روحیه ام هم قیافم
پس خیلی سختم میشه،کاش بمیرم،کاش هیچوقت به دنیا نیومده بودم
ازینکه یه روز پیر و سن بالا باشم بدم میاد میترسم،باید تا ابد همه ببینن من این سنیم،منم جوونم،من واقعا میترسم
نمیخوام وقتی سرمو پرسیدن پشماشون بریزه که بیشترم
باورم نمیشه بالای ۲۰ سالمه
خدایا خواهش میکنم نه،حتی یه روز قراره ۵۰ ساله باشم
من هیچوقت کامل و واقعی مرکز توجه و جالب نبودم
چه برسه یه فرد بزرگسال و میانسال باشم دیگه اونجور کسی آدم حسابم نمیکنه
منظورم بصورت روحی و روانیه
خدایا کابوسه،ازت متنفرم من نمیخواستم بدنیا بیام
زمان زور میگذره من میترسم،من ترسیدم
بالا رفتن سن یعنی همه اینه،یعنی از دست دادن عزیز
یعنی پیر و فرسوده شدن،یعنی تموم شدن دوران تو