من هزار بار به شوهرم گفتم با اونا قطع رابطه م
هی به زور وسط راه ما رو برده خونه مادرشوهر
جاری هم بود تولد بچه ش نرفتیم با اینکه دعوت کر. چون قبلا توهین کرده بود تصمیم من و شوهرم بود
حالا رفتم با همه دست دادم عمدا رفتم سمتش بعد یه نگاه کر بهم دست داد برادرشوهر هم اصلا سلام نداد که مهم نیست
پر از انرژی منفی م